نوع مقاله : مقاله پژوهشی
دریافت مقاله: 21/09/1402 فصلنامۀ مدیریت نظامی
پذیرش مقاله: 03/08/1403 سال بیست و چهارم، شمارۀ4، زمستان 1402
مقاله پژوهشی صص 143-173
مقایسه تعادل، استقامت و عملکرد دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) با سوابق آموزشی مختلف
عباس شکیبی راد[1]، حامد باباگل تبار سماکوش[2]، رضا جلیلی نیکو[3]
چکیده
دانشجویان دانشگاه افسری موظف به انجام انواع وظایف فیزیکی شغلی هستند که ممکن است آنها را مستعد آسیبهای مختلف کند. شناسایی ویژگیهای آمادگی جسمانی مرتبط با این وظایف شغلی به توسعه برنامههای ورزشی مناسب و ارزیابی آمادگی جسمانی کمک میکند. این مطالعه با هدف مقایسه تعادل، استقامت و عملکرد دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) با سوابق آموزشی مختلف انجام شد. جامعه تحقیق حاضر شامل دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) بود که بر اساس نتایج نرم افزار جی پاور تعداد 99 نفر به روش تصادفی طبقهای در دسترس در سه گروه سال اولی (35 نفر)، سال دومی (33 نفر) و سال سومی (31 نفر) بهعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. در این مطالعه، استقامت تنه با مجموعه آزمون مک گیل ارزیابی شد. تعادل ایستا و پویا نیز به ترتیب با آزمون تعادل لک لک و Y مورد ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی عملکرد اندام تحتانی از آزمونهای لی تک پا، لی سه گانه متقاطع تک پا و آزمون لی تک پا زماندار استفاده شد. همچنین عملکرد اندام فوقانی با آزمون Y اندام فوقانی ارزیابی شد. برای مقایسه تفاوت بین گروهی از آزمون آماری آنوا و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که بین سه گروه سال اول، سال دوم و سال سوم در متغیرهای مرتبط با استقامت همچون فلکشن 60 درجه (005/0=p)، سورنسن (03/0=P)، پلانک (02/0=P)، پلانک از راست (01/0=p)، نمره کل استقامت (001/0=p)، جهت داخلی (001/0=p) و نیز نمره کل عملکرد اندام فوقانی (001/0=p)، عملکردی لی تک پا (001/0=p) و نیز لی سه گانه متقاطع تک پا (001/0=p) تفاوت معنیداری وجود دارد. بر اساس نتایج این مطالعه به نظر میرسد مربیان و متخصصین فعال در حوزه ورزش و تربیتبدنی دانشگاه افسری امام علی (ع) باید تمرینات مرتبط با تعادل و عملکرد اندام فوقانی را در طول دوره برنامههای تمرینی بیشتر مورد استفاده قرار دهند.
واژههای کلیدی : تعادل ایستا، تعادل پویا، استقامت، عملکرد، دانشجویان دانشگاه افسری
مقدمه
آمادگی رزمی یکی از چالشهای اصلی هر کشوری است زیرا ارتش ناآماده نمیتواند از هیچ سرزمینی محافظت کند. بدیهی است که عناصر انسانی تعیین کننده اصلی آمادگی نظامی هستند. درنتیجه ارزیابی آمادگی جسمانی دغدغه مشترک همه نیروهای مسلح است. با این حال، همراه با توسعه علم و فناوری، تحولات قابل توجهی در این آموزشها به وجود آمده است به گونهای که امروزه مهارتهای نظامی ساده، سریع، ارزان و دقیق در نیروهای مسلح مورد هدف قرار گرفته میشود. برای یک افسر نظامی، آمادگی جسمانی شامل ظرفیت حرکات مداوم و ماهرانه و توانایی بهبود پس از تلاش شدید است. این امر ویژگیهای مورد نیاز برای انجام کامل وظایف را افزایش میدهد و الهام بخش کسب مهارتهای رزمی و افزایش اعتماد به نفس در رویارویی با هر موقعیتی است (هال[4]، 2018). یکی از بخشهای آموزش نظامی کشور، دانشگاه افسری امام علی (ع) است که توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده که بر اساس اصول ویژه تمرین شامل اضافه بار تدریجی، منظم، تنوع، دقت و متعادل عمل کرده و دانشجویان این دانشگاه جهت آمادگی نظامی در شرایط آبوهوایی متنوع فعالیت میکنند.
فعالیت بیشازحد و آب و هوای نامساعد میتواند با کاهش عملکردهای ایمنی، افزایش بروز بیماری، سوء تغذیه و عملکرد ضعیف و استرس همراه باشد (واندربورگ[5]، 2008). در این زمینه بیان شده ارتش ایالات متحده در اولین روزهای جنگ تجربه بدی برای سربازان ازنظر فیزیکی ناآماده (اگرچه کاملاً مسلح بودند) در برابر سربازان آموزش دیده کرهای در ژوئن 1950 داشت. آنها مجبور شدند میدان جنگ و همرزمان و تجهیزات خود را ترک کنند زیرا برای حمل بارهای سنگین تمرین کافی ندیده بودند. درسهای ارزشمند تیم اسمیت در جنگ کره، جنبشی را در ستادهای آموزشی کشورهای غربی برای بهبود آمادگی جسمانی سربازانشان برانگیخت (خوشدل و همکاران، 2013).
مروری بر دفاع ایران در برابر جنگ تحمیلی عراق نشان داد اگرچه ایران از سربازان فداکار با قدرت معنوی بهره میبرد، اما فرصت کافی برای آموزشهای بدنی مناسب و منظم برای داوطلبانی که برای حفاظت از خود به سمت جبهههای نبرد شتافتند، نداشت. اگرچه صلح پس از جنگ فرصتی را برای آموزشهای علمی بهتر نیروهای نظامی فراهم کرد، اما به نظر میرسد اطلاعات بیشتری از وضعیت کنونی لازم باشد. شواهد متعددی نشان داد که استقامت قلبی عروقی بالا و توانایی ورزش طولانی مدت، سلامت جسمی و روانی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد (خوشدل و همکاران، 2013). کارآموزان مسلح باید در طول دورههای آموزشی مانند عبور موفقیتآمیز از میدان مانع، تمرینات نظامی و برنامههای بدنسازی از آمادگی رزمی و بدنی مطلوبی برخوردار باشند (هال، 2018) که لازمه این کار آموزش و تمرین است.
آموزش فرایندی ارتباطی است که به فرد کمک میکند معلومات جدیدی به دست آورد و مهارت جدیدی را کسب کند. برنامه آموزشی که جامع و خوب طراحی شده باشد میتواند فرد را به سلامت مطلوب برساند؛ فرآیند آموزش کامل نخواهد شد مگر این که نتایج آن ارزیابی شود (اینگین و کام[6]، 2009). در همین راستا مطالعاتی وضعیت آمادگی جسمانی-حرکتی نیروهای نظامی کشور را بررسی کردند. در یکی از این مطالعات امامی و همکاران (1390) در مقایسه آمادگی جسمانی حرکتی 150 نفر از دانشجویان جدیدالورود و سال چهارم دانشگاه افسری امام علی (ع) نشان دادند که دانشجویان سال آخر در اکثر شاخصهای آمادگی جسمانی-حرکتی و ترکیب بدنی در سطح مناسبی قرار دارند و علت آن به تأثیر فعالیتهای بدنی انجام شده در طول دوره چهار ساله افسری دانشگاه نسبت داده شد. در مطالعه دیگر، برارپور و همکاران (1396) در بررسی وضعیت ترکیب بدنی، آمادگی جسمانی و حرکتی 3000 نفر از دانشجویان 18 تا 22 سال دانشگاه افسری امام علی (ع) عنوان کردند که ترکیب بدن دانشجویان در محدوده طبیعی قرار داشت و استقامت عضلانی این آزمودنیها در سطح افسران آمریکا بود. در همچنین رحیمی و همکاران (1401) که به بررسی سطح آمادگی جسمانی- حرکتی دانشجویان پسر بورسیه یک مرکز نظامی و تعیین وضعیت موجود پرداختند، نشان دادند دانشجویان در شاخص استقامت عضلانی میانتنه، وضعیت خوبی دارند، اما استقامت عضلات بالا تنه در آنها بسیار ضعیف است. در این مطالعه مشخص شد انعطافپذیری دانشجویان در حد معمولی بوده، درحالی که استقامت قلبی- تنفسی و چابکی آنها بسیار ضعیف بود.
از متغیرهای مؤثر در آمادگی بدنی نظامیان برخورداری از استقامت عضلانی و کنترل پاسچر مطلوب است. حفظ ثبات پوسچرال یا همان تعادل، از اجزای ضروری در غالب رشتههای ورزشی به شمار میرود. هنگامیکه ساختار اسکلتی انسان در حالت تعادل باشد، دستگاه اهرمی بدن در حداکثر کارایی و حداقل انرژی مصرفی است. از این رو محققان تعادل را از مهمترین بخشهای توانایی افرادی معرفی کردند که در اشکال گوناگون فعالیتها درگیر هستند (پاناچیو[7]، 2013؛ صیدی و همکاران، 1394). هر فعالیتی نسبت به ویژگی، نیاز، نوع تمرینات و مهارتهایی که انجام میدهد به سطوح مختلفی از تعادل نیاز دارد؛ زیرا این ویژگیها در هر فعالیتی سبب ایجاد تغییرات مختلف در سیستم حسیحرکتی میشود که به نوبه خود روی توانایی حفظ تعادل اثر میگذارد (بیاتی و همکاران، 2015) که نیروهای نظامی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
از عوامل مهم در حفظ تعادل و حرکت در بدن، وجود قدرت و استقامت کافی در ناحیه مرکزی بدن است. ناحیه مرکزی شامل عضلات شکم، عضلات اطراف ستون فقرات و سرینی، دیافراگم و عضلات کف لگن است. بیستونه جفت عضله شرکتکننده در این ناحیه، حلقه عضلانی را تشکیل میدهند و به ثبات ستون فقرات و لگن در حین حرکات عملکردی کمک میکنند. هنگامیکه این سیستم بهدرستی کار میکند، به انتقال مؤثر نیرو در زنجیره حرکتی منجر میشود. بدون وجود این عضلات، ستون فقرات از لحاظ مکانیکی بیثبات است (سینگلا و وگار[8]، 2014). هنگامیکه عضلات شکم منقبض میشوند، فشار داخل شکمی افزایش مییابد و نیام پشتی کمری را وادار به تنش میکند. این انقباض قبل از شروع حرکت اندامها رخ میدهند تا به اندامها اجازه دهند برای حرکت و فعالسازی، سطح عضلانی پایدار داشته باشند (هیل و لیسلر[9]، 2011). حفظ ثبات در این ناحیه، لحظهای بوده و عضلات درگیر باید دائماً با تغییر پاسچر و وضعیتهای بارگذاری سازگار شوند تا یکپارچگی ستون فقرات را تضمین و پایه باثباتی را برای حرکت اندامها فراهم کنند (سینگلا و وگار، 2014). در حقیقت ثبات مرکزی ممکن است ثبات فوقانی[10] را برای حرکات دیستال[11] و فعالیت اندامها فراهم کند و از آنجا که ناحیه مرکزی بدن پلی بین بالاتنه و پایینتنه است، در انتقال نیروهای عکسالعمل زمین از طریق اندام تحتانی به تنه نقش مهمی ایفا میکند (اوکادا[12] و همکاران، 2011).
با توجه به موارد گفته شده در زمینه عملکرد بدنی و اهمیت آن و از آنجایی که با بررسیهای محققین مشخص شد در مطالعات گذشته بررسی جامعی از ابعاد مختلف عملکردی همچون استقامت تنه، تعادل ایستا و پویا، عملکرد اندام فوقانی و اندام تحتانی در یک مطالعه واحد انجام نشده، در این مطالعه محققین تلاش کردند در سه گروه سال اولی، سال دومی و سال آخری دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) بررسی جامعی از این متغیرها داشته باشند تا میزان تأثیر آموزشهای بدنی این دانشگاه در طول دوره مشخص گردد. به عبارت دیگر این مطالعه با هدف مقایسه تعادل، استقامت و عملکرد دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) با سوابق آموزشی مختلف انجام شد. تشریح و بررسی اقتباسی این ویژگیها با توجه به استانداردهای موجود ارتش میتواند پیشنهادات کاربردی برای موارد مشابه در آینده ارائه دهد.
مبانی نظری و پیشینه پژوهش:
استقامت ناحیه مرکزی و اهمیت آن:
استقامت بهعنوان توانایی عضله برای حفظ تلاش یا تولید کار در طول زمان تعریف میشود و میتواند از طریق فعالیتهایی که نیاز به تکرار انقباضات در برابر مقاومت خفیف و کمتر از حداکثر قدرت دارند، افزایش یابد (شاو[13] و همکاران، 2023). استقامت عضلانی ایستا به توانایی عضله برای انقباض در مدت زمان طولانی اشاره دارد در حالی که استقامت عضلانی پویا به توانایی عضله برای انقباض و شل شدن مکرر اشاره میکند (هالدمان[14]، 2004). واضح است که چگونه قدرت عضلانی میتواند از طریق سازگاری در فیزیولوژی عضلات، تجربه تمرین و عوامل روانی مرتبط با شیوه تمرین تحت تأثیر قرار گیرد. با این حال، استقامت عضلانی میتواند سایر سازگاریهای عصبی و عضلانی دیگری را نیز به دنبال داشته باشد. استقامت عضلانی استانداردی است که در روشهای مختلف ارزیابی مورد استفاده قرار میگیرد (دیکرسون[15]، 2020). ارزیابی برای تیمهای ورزشی نمایش کلی از عملکرد و استقامت عضلانی ورزشکاران را فراهم میکند. استقامت عضلانی همچنین میتواند از طریق سازگاری در فیزیولوژی عضلات، تمرین و تجربه، عوامل روانی و سیستم قلبی عروقی تحت تأثیر قرار گیرد. توانایی فرد برای انجام تمرینات مربوط به استقامت عضلانی میتواند میزان شدت را تا زمانی که فرد به خستگی نرسد، حفظ کند. فیزیولوژی عضلات یک عامل اصلی در تعیین تمرینات استقامت عضلانی است. ویژگیهای فیزیولوژیکی عضلات را میتوان با تمرینات استقامتی تغییر داد. برای اطمینان از سازگاری مناسب در تمرینات استقامتی، تکرار و طرح مناسب ضروری است. این برنامههای تنظیم و تکرار باعث میشود که عضله در پاسخ به تمرینات استقامتی سازگار شود. تمرینات استقامت عضلانی نیز مانند تمرینات قدرتی، تغییراتی در فعالیت عصبی، ویژگیهای نوع فیبر و اندازه عضلات پس از تمرین در چنین روشی ایجاد میکند. تمرینات استقامت عضلانی در مقایسه با تمرینات قدرتی متکی بر مسیرهای متابولیک متفاوتی از انرژی هستند (دیکرسون، 2020).
عضله پارانخاعی[16] نقش مهمی در تضمین حمایت کافی برای ستون مهره ایفا میکند. مجاری دهلیزی نخاعی داخلی و خارجی برای کنترل عضلات بازکننده که مسئول حفظ وضعیت ایستا هستند، عمل میکنند (لموس[17] و همکاران، 2020). آنها این کار را از طریق انتقال به نورونهای حسی و حرکتی انجام میدهند (نورتی[18] و همکاران، 2021). برای حفظ وضعیت عمودی عضلات بازکننده باید تون فعال خود را حفظ کنند. قبل از حرکت نیاز به تغییرات رفلکس وضعیتی در این عضلات وجود دارد و این تغییرات در داخل نورون توسط سیستم دهلیزی و قشر مغز انجام میشود (نورتی و همکاران، 2021). کاهش توانایی عضلات پارانخاعی برای حمایت از ستون فقرات ممکن است منجر به بارگذاری بیش از حد بافت نرم و ساختارهای غیرفعال ستون فقرات کمری شود (بستویک[19] و همکاران، 2022) که منجر به درد و اختلال در عملکرد و افزایش خطر آسیب میشود.
تعادل و اهمیت آن در نظامیان و اثرات فعالیت بدنی بر آن
ثبات وضعیتی توسط ریمان[20] و همکارانش (1999) بهعنوان فرآیند هماهنگی استراتژیهای حرکتی اصلاحی و حرکات در مفاصل انتخاب شده برای باقی ماندن در تعادل وضعیتی تعریف شده است (ریمان و همکاران، 1999). پایداری پوسچرال، توانایی حفظ سطح اتکا در هنگام حرکت سطح اتکا یا زمانی که اغتشاش خارجی به بدن اعمال میشود، است (برون و مینارک[21]، 2007). ثبات وضعیتی بهعنوان یک عامل خطر برای آسیبهای مچ پا در جمعیتهای ورزشکار شناسایی شده و احتمالاً یک عامل خطر برای آسیب در نظامیان است (آلونسو[22] و همکاران، 2009). سربازان اغلب ملزم به حمل بارهای سنگین در حین استقرار و انجام عملیات تاکتیکی برای مسافتهای طولانی و زمینهای ناهموار هستند (کناپیک[23] و همکاران، 2004). بارهایی که سربازان حمل میکنند بر اساس الزامات ماموریت و برای اهداف حفاظتی با حداقل بار متشکل از لباس مخصوص نظامی تعیین میشود که تقریبا 43 درصد از بار جنگی یک سرباز را تشکیل میدهد (بیکلی[24] و همکاران، 2007). اثرات حمل بار بر عملکرد فیزیولوژیکی و راه رفتن ثابت شده است (بیکلی و همکاران، 2007). فرد شرایط آموزش ایستا را نمیتواند در محیط نظامی پویا تکرار کند، که این امر الزامات قابل توجهی را برای کنترل وضعیتی که در طول آموزش تاکتیکی و ماموریتها با آن مواجه میشود، ایجاد میکند. آسیبهای مچ پا و زانو یک اتفاق رایج در پرسنل نظامی هستند و با هزینههای پزشکی بالا (بیلسکا[25] و همکاران، 2019)، زمان از دست دادن وظیفه و تأثیر بر آمادگی نظامی همراه است. آسیبهای مچ پا و زانو به ترتیب 9/10 % تا 1/15 % از کلیه آسیبهای اسکلتی عضلانی در پرسنل نظامی را شامل میشود (جونز[26] و همکاران، 2010). علاوه بر این در مطالعه انجام شده روی نظامیان آمریکایی نشان داده شده اندام تحتانی شایعترین محل آناتومیکی آسیبهای مرتبط با بستری در بیمارستان ارتش است (جونز و همکاران، 2010). همچنین آسیبهای مچ پا و زانو از رایجترین نواحی آناتومیکی برای تخلیه هوایی غیرنبردی در طول عملیاتهای آزادی عراق بودند (هاورت[27] و همکاران، 2010).
علیرغم وقوع مکرر آسیبهای مچ پا و زانو در ارتش، عوامل خطر این آسیبها تا حد زیادی در این جمعیت ناشناخته است که کنترل پاسچر مطلوب یا به عبارت دیگر تعادل ایستا و پویا مناسب میتواند یک پیشبین مناسب آسیب در پرسنل نظامی باشد. در همین راستا بیان شده کاهش ثبات وضعیتی بهطور آیندهنگر بهعنوان یک عامل خطر برای آسیبهای مچ پا شناخته شده است (تروجان و مکگ[28]، 2006). تغییر ثبات وضعیتی نیز به دنبال آسیب زانو و کمر مشاهده شده است (کوچ و هانسل[29]، 2019). بهطور کلی میتوان بیان نمود یکی از عوامل درگیر در آمادگی جسمانی و حرکتی تعادل است و ضعف در سیستم تعادلی، منجر به بیثباتی بدن، افزایش بار اسکلتیعضلانی غیرفعال و درنتیجه افزایش احتمال از دست رفتن تعادل و سقوط است. همچنین در نظامیان بیان شد که کمردرد عاملی در ضعف تعادل است (هوفستتر[30] و همکاران، 2012). در زمینه اثرات انجام فعالیت بدنی بر تعادل نیز مطالعات مختلفی انجام شده که در یکی از این مطالعات هوفستتر و همکاران (2012) به تأثیر 7 هفته تمرینات در فضای باز بر بهبود تعادل در نظامیان سوئیس اشاره کردند. همچنین یو[31] و همکاران (2013) به تأثیر تمرینات قدرتی با تراباند بر تعادل افراد سالم اشاره کردند. در مطالعه دیگری در سال 2013 شهان و کاتز[32] به تأثیر یک برنامه تمرینی روزانه 6 هفتهای بر تعادل افراد جوان اشاره نمودند. همه این موارد نشان دهنده اهمیت انجام فعالیت بدنی بر بهبود تعادل است و به نظر میرسد انجام فعالیتهای ورزشی توسط دانشجویان دانشگاه افسری منجر به بهبود تعادل میگردد؛ با این حال ایجاد آسیب به مرور میتواند بر کنترل پاسچر این افراد تأثیر منفی گذاشته و منجر به کاهش تعادل گردد. از طرف دیگر ضعف استقامت عضلانی میتواند عاملی در کاهش تعادل و به دنبال آن افزایش خطر آسیب باشد که این موضوع نیاز به بررسی دارد.
عملکرد و شناسایی افراد در معرض آسیب
عملکرد مجموعه توانایی یک فرد برای ابراز یک خروجی و کارکرد مناسب است. در واقع توانایی رسیدن به یک نتیجه یا قابلیت ایجاد آن را عملکرد گویند که این فاکتور در افراد فعال و ورزشی به میزان خروجی آنها در اجرای فعالیتهای ورزشی بستگی دارد (دلهانت[33] و همکاران، 2006). شناسایی افرادی که ممکن است بیشتر در معرض خطر بروز آسیب باشند اهمیت به سزایی در توسعه برنامههای پیشگیری از آسیب دارد. توانایی تشخیص افرادی که ممکن است بیشتر مستعد آسیب باشند مستلزم درک همه عوامل خطرساز آسیب مذکور است. برخی عوامل بالقوه (مانند شرایط آناتومیکی یا رشته عملکردی) ممکن است تعدیلناپذیر باشند، در حالی که تحقیقات نشان داده ویژگیهای عصبیعضلانی که خطر آسیب را افزایش میدهند، را میتوان با موفقیت تعدیل نمود و این تغییرات میتواند احتمال بروز آسیب را کاهش دهد (دیکر[34] و همکاران، 2003). لازم به ذکر است که تنها یک آزمون را نمیتوان پیدا کرد که پیشبینی بسیار دقیقی از ورزشکار در معرض خطر داشته باشد چرا که این امر نیازمند تجزیه و تجلیل چند متغیره است و در حال حاظر دانش بشری در زمینه سلسله مراتب و درجهبندی تمامی عوامل خطرساز ناقص است. همچنین دانش به این امر حیاتی است که آزمونهای آزمایشگاهی معتبر، مؤثر و پرهزینه که ممکن است با شاخصهای بیومکانیکی خطر آسیب در ارتباط باشند توانایی پیشبینی واقعی آسیب در آینده ورزشکار را ندارند. بهعنوان مثال در اجرای آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود[35] (LESS)، بر روی گروهی متشکل از 5047 ورزشکار دانشجو و دبیرستانی، نشان داده شد که این آزمون نمیتواند آسیب غیربرخوردی ACL را پیشبینی کند (هیووت[36] و همکاران، 2009) که این موضوع نشان دهنده اهمیت استفاده از آزمونهای مختلف با هدف شناسایی افراد در معرض آسیب است که در مطالعه حاضر نیز به این موضوع توجه شده و از آزمون های عملکردی مختلف جهت تعیین عملکرد مرتبط با آسیب استفاده شد.
پیشینه پژوهش:
مطالعات مختلفی در زمینه تعیین ویژگیهای آمادگی جسمانی و بدنی در نیروهای نظامی انجام شده که ابعاد مختلفی از این متغیرها را مورد بررسی قرار دادند. در ادامه به برخی از این مطالعات اشاره شده است.
در یکی از این مطالعات شیروانی و همکاران (1401) به مطالعه توصیفی آمادگی جسمانی در رزم در نیروهای رسته پیاده یک مرکز نظامی در سال ۱۳۹۷ پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد آزمودنیها در زمان کل آزمون و دویدن استقامت ۶۰۰ متر به ترتیب رکورد 10/3 و 43/1 دقیقه کسب کردند. همچنین در آزمون حمل جعبه مهمات 17/9 ثانیه، حمل مصدوم 26/77 ثانیه، دو سرعت 4/97 ثانیه و همچنین اجرای سینه خیز 56/17 ثانیه را به دست آوردند. بر اساس نتایج مطلوب و مناسب آزمودنیها در زمان کل و آزمون استقامت و رکورد افراد در آزمونهای استقامت در قدرت مانند آزمون حمل جعبه مهمات و حمل مصدوم و آزمونهای جابجایی با سرعت بالا مانند دویدن ۲۳ متر یا سینه خیز رفتن میتوان نتیجه گرفت که مولفههای استقامت قلبی عروقی و عضلانی آمادگی جسمانی در رزم افراد در سطح مطلوب قرار دارد و در سایر مولفههای مورد بررسی مثل استقامت در قدرت و سرعت، عملکرد پایینتر از سطح مطلوب است. همچنین صفری و همکاران (2019) در مطالعهای که در آن به مقایسه فاکتورهای آمادگی جسمانی شامل انعطافپذیری، چابکی، سرعت، توان هوازی، توان بیهوازی و قدرت انفجاری در بین دانشآموختگان آجا پرداختند نشان دادند در متغیرهای سرعت، چابکی، قدرت انفجاری، توانهوازی و توان بیهوازی بین دانشگاه شهید ستاری و دانشگاه نیرو زمینی امام علی (ع) تفاوت معنادار وجود دارد. علاوه بر این مارینز[37] و همکاران (2019) در مطالعهای مروری به تعیین ویژگیهای آمادگی جسمانی افسران پلیس پرداختند. در این بررسی سیستماتیک تستهای آمادگی جسمانی (مانند تستهای قدرت هوازی، استقامت عضلانی و انعطافپذیری) که معمولاً برای ارزیابی توانایی افسران پلیس در انجام وظایف مربوط به کار استفاده میشود، بررسی شدند. هدف از این مطالعه توصیف سیستماتیک دادههای مربوط به آمادگی جسمانی پلیس بود. برای انجام این مطالعه در 5 پایگاه الکترونیکی برای جستجوی مطالعات اصلی که آمادگی جسمانی (ظرفیت هوازی و بیهوازی، قدرت، استقامت، انعطافپذیری، چابکی و سرعت) افسران پلیس بود، استفاده شد. مطالعات اولیه برای ارزیابی معیارهای عینی آمادگی جسمانی در افسران پلیس، بدون محدودیت تاریخ، گنجانده شد. پنجاه و نه مقاله در بررسی گنجانده شد. مطالعات بیشتر آمادگی قلبی تنفسی را بهطور غیرمستقیم، قدرت و استقامت عضلانی و همچنین سایر اجزای عملکرد (ترکیب بدن، قدرت، انعطافپذیری، سرعت، چابکی و مشخصات بیهوازی) را با افسران پلیس که معمولاً مقادیری مشابه یا بالاتر از میانگین ارائه میدهند، اندازهگیری کردند. بر اساس این مطالعه میتوان نتیجه گرفت که مطالعات مداخلهای برای ترویج و ترکیب برنامههای مرتبط با بهبود یا حفظ آمادگی جسمانی در افسران پلیس مورد نیاز است که منجر به مزایای سلامتی و به ویژه بهبود در انجام وظایف خاص کار پلیس شود. این بررسی اطلاعات خلاصهای را برای کمک به انتخاب تستهای آمادگی جسمانی برای جمعیت پلیس ارائه میدهد. با این حال، این یافتهها کاربرد عملی برای آژانسهای امنیت عمومی و کارکنان آن مسئول توسعه و اجرای برنامههای فیزیکی در جمعیت پلیس دارد.
در مطالعه دیگری رحیمی و همکاران (1401) به بررسی سطح آمادگی جسمانی- حرکتی دانشجویان پسر بورسیه یک مرکز نظامی و تعیین وضعیت موجود پرداختند. در 581 دانشجوی پسر بورسیه در یک مرکز پزشکی-نظامی، میانگینهای شاخص توده بدن 23/15 کیلوگرم در مترمربع، درصد چربی 13/19، انعطاف پذیری 36/87 سانتی متر، حداکثر اکسیژن مصرفی 08/31 میلی لیتر در کیلوگرم در دقیقه، استقامت عضلانی میان تنه و بالاتنه به ترتیب 57 و 30 تکرار میباشند. رکورد چابکی 52/11 ثانیه و دویدن 60 متر سرعت 21/9 ثانیه به دست آمد. بهصورت کلی نتایج نشان داد در رابطه با شاخص توده بدنی آزمودنیها در دامنه وزن طبیعی و در رابطه با درصد چربی بدن، در وضعیت متوسط قرار داشتند. در شاخص استقامت عضلانی میان تنه، وضعیت خوب است، اما استقامت عضلات بالاتنه بسیار ضعیف است. انعطافپذیری دانشجویان در حد معمولی بود، درحالی که استقامت قلبی- تنفسی و چابکی بسیار ضعیف بود. همچنین برارپور و همکاران (1395) در مطالعهای به ارزیابی آمادگی جسمانی و حرکتی دانشجویان نظامی بر اساس هنجارهای بینالمللی ارتش پرداختند. نتایج این بررسی نشان داد میانگین شاخصهای آمادگی جسمانی و حرکتی دانشجویان در محدوده طبیعی قرار دارد. دانشجویان در آزمون شنای سوئدی و آزمون دویدن 2 مایل بیشترین امتیاز و در آزمون درازونشست کمترین امتیاز را کسب کردند. نتایج ارزیابی شاخص توده بدن دانشجویان نشان داد که 98/81 % دانشجویان در محدوده سلامت وزنی قرار داشتند. همچنین، نتایج ارزیابی نسبت دور کمر به دور باسن دانشجویان نشان داد که 42/97 % دانشجویان در محدوده طبیعی قرار دارند.
بررسی مطالعه انجام شده در پیشینه پژوهش نشان دهده وجود تفاوت در نتایج مطالعات مختلف بوده است. از طرفی دیگر محققین با بررسیهای خود به مطالعهای دست نیافتند که به بررسی عملکرد اندام فوقانی در نیروهای نظامی بپردازد. بر این اساس انجام مطالعات بیشتر در زمینه تعیین ویژگیهای عملکردی در این جامعه ضروری به نظر میرسد.
روش پژوهش
پژوهش حاضر که در سال 1400 بر روی دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) انجام شد از نوع مقطعی است. جهت شروع پژوهش بر اساس نرم افزار جی پاور (با توان آماری 8/0، معنیداری 05/0 و اندازه اثر 25/0) جهت انجام این مطالعه 99 نفر به روش تصادفی طبقهای در دسترس در سه گروه دانشجویان سال اول (35 نفر)، سال دوم (33 نفر) و سال سوم (31 نفر) انتخاب شدند (فائول[38] و همکاران، 2009)؛ معیارهای ورود به مطالعه پژوهش حاضر شامل شرکت با رضایت کامل در تحقیق، دانشجویان سال اول (ورودی) نباید در رشته ورزشی خاصی بهصورت منظم فعالیت میداشتند، حضور مداوم در دانشگاه و شرکت در کلاسهای تشکیل شده، بود. همچنین معیار خروج از مطالعه نیز عدم تمایل به ادامه همکاری در طول دوره ارزیابی، وجود آسیب و یا اختلالاتی که ارزیابی آزمونها را با مشکل مواجه میکرد و نیز مصرف دارو به تجویز پزشک که اختلالات مرتبط با تعادل و عملکرد را در پیداشته، بود. قبل از شروع پژوهش به افراد فرم رضایتنامه و حضور آگاهانه هلینسکی داده شد تا رضایت داوطلبانه خود را اعلام کنند (نیجهاوان[39] و همکاران، 2013). در این پژوهش متغیرهای استقامت عضلانی تنه، تعادل ایستا و پویا، عملکرد اندام فوقانی و تحتانی ارزیابی شد. همچنین اندازهگیریها به مدت 20 روز در سالن ورزشی دانشگاه امام علی (ع) و بازه زمانی 9 الی 14 ظهر انجام شد. قبل از اندازهگیریها، هیچ یک از آزمودنیها ورزش سنگین انجام ندادند. برای اندازهگیری قد از قدسنج (با پایایی 89/0) و برای اندازهگیری وزن از ترازوی دیجیتال (با پایایی 92/0) استفاده شد. شاخص توده بدنی نیز با استفاده از فرمول وزن بر حسب کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد بر حسب متر محاسبه شد. فاصله بین ارزیابی هر آزمون در این مطالعه 10 دقیقه بود تا خستگی ناشی از ارزیابی هر آزمون تأثیر منفی بر آزمون بعدی نداشته باشد.
ارزیابی استقامت عضلات مرکزی
در این پژوهش از پروتکل معتبر مک گیل برای تعیین استقامت عضلات تثبیت کننده تنه استفاده شد. این پروتکل از 5 تست تشکیل شده که استقامت تمام عضلات تنه را بررسی میکند و شامل آزمونهای پلانک از جلو، پلانک از طرفین، سورنسن و فلکشن تنه در زاویه 60 درجه است (نسر[40] و همکاران، 2008؛ اوکادا[41] و همکاران، 2011). برای ثبت مدت نگهداری انقباض ایزومتریک از کرونومتر استفاده شد. پس از هر آزمون، 10 دقیقه استراحت به آزمودنیها داده شد. نتایج مطالعات قبلی نشان میدهد که این آزمونها دارای ضرایب روایی بالایی هستند (اوکادا و همکاران، 2011).
آزمون استقامتی فلکشن 60 درجه
آزمون استقامت فلکسور تنه به منظور ارزیابی ظرفیت استقامت عملکردی عضلات قدامی ناحیه مرکزی به ویژه راست شکمی انجام شد. آزمون به این صورت آغاز شد که فرد در وضعیت تکیه در حالی که پشت او بر روی تخته با زاویه 60 درجه قرار داشت، هر دو مفصل ران را با زاویه 90 درجه خم کرده و دستها را به حالت ضربدری روی سینه قرار داد. با استفاده از استرپ، مچ پا ثابت شد. برای شروع آزمون، در حالی که فرد در حالت تکیه به تخته قرار داشت، تخته را 10 سانتیمتر از قسمت پشت فرد دور کرده و از او خواسته شد تا حد امکان این وضعیت را حفظ کند. زمانی که پشت آزمودنی با تخته تماس پیدا میکرد، آزمون متوقف میشد. پایایی این آزمون 98/0-95/0 بود، (نسر و همکاران، 2008؛ اوکادا و همکاران، 2011).
آزمون سورنسن
این آزمون برای سنجش توانایی عضلات خلفی ناحیه مرکزی بدن (به ویژه راست کننده ستون فقرات[42]) انجام شد. به همان ترتیب آزمون بیرینگ-سورنسن[43] است. آزمودنی به حالت دمر، طوری که لگن در لبه تخت درمانی قرار میگرفت، خوابید. یک استرپ برای تثبیت فرد روی تخت در قسمت مچ پا محکم بسته شد. آزمودنی درحالیکه دستها را به شکل ضربدری روی سینه حفظ کرد، بالاتنه خود را بهصورت افقی نگه داشت. مدت زمان حفظ این وضعیت بهعنوان استقامت اکستنسور تنه او ثبت شد. آزمون سورنسن دارای پایایی خوبی با نمرات ICC بیشتر یا مساوی 77/0 است (نسر و همکاران، 2008؛ اوکادا و همکاران، 2011).
آزمون پلانک
برای اجرای پلانک از جلو، آزمودنی در وضعیت دمر، در حالی که قسمت مرکزی را در وضعیت خنثی حفظ میکرد، بدن را توسط بازوها و انگشتان پا حمایت کرده و در حفظ این وضعیت میکوشید. باید توجه میکرد که بالاتنه، رانها و پاها باید همراستا باشند. زمانی که بدن از وضعیت خنثی خارج شده (انحنای بیش از حد در ستون فقرات) آزمون متوقف میشد (نسر و همکاران، 2008؛ اوکادا و همکاران، 2011).
آزمون های پلانک از طرفین
آزمون پلانک به طرفین بهعنوان مقیاسی برای ارزیابی عضلات جانبی قسمت مرکزی بدن، به ویژه مربع کمری محسوب میشود. آزمودنی در وضعیت خوابیده به پهلو قرار گرفت بطوریکه پای بالایی در جلوی پایی زیرین قرار داده میشد و مفاصل ران باید بدون فلکشن میبودند. سپس از فرد خواسته شد تا رانها را از تخت بلند کرده و تنها از پاها و آرنج خود برای حمایت استفاده نماید. بازوی آزاد باید روی شانه سمت مقابل قرار میگرفت (نسر و همکاران، 2008؛ اوکادا و همکاران، 2011).
آزمون تعادل ایستا
برای ارزیابی تعادل ایستا از آزمون لکلک استفاده شد. نحوه انجام آن بدین صورت بود که آزمودنی روی پای مسلط (برتر) میایستاد و در حالی که دستها روی کمر بود انگشتان پای دیگر را روی زانو پا مسلط میگذاشت. سپس آزمودنی با فرمان «حاضر» و سپس «رو» پاشنه پای مسلط را بلند میکرد و در حالی که در روی انگشتان یک پای خود ایستاده تلاش میکرد تا تعادل خود را بدون حرکت دادن پا و یا جدا شدن دستها از کمر حفظ کند. آزمون 3 بار اجرا شد و بهترین زمان بهعنوان امتیاز ثبت شد (سماکوش و همکاران، 1398).
آزمون تعادل پویا
برای ارزیابی تعادل پویا از آزمون تعدیل یافته تعادل Y استفاده شد. روش اجرای آزمون به این صورت بود که آزمودنی نسبت به اجرای آزمون از طریق توضیحات محقق آگاه شده و دفعاتی را بهعنوان تمرین قبل از اجرای اصلی انجام میداد. سپس در اجرای اصلی، آزمودنیها بر روی یک پای خود در مرکز تقاطع خطها ایستاده، همزمان با ایستادن روی یک پا از آزمودنی خواسته میشد تا با پای آزاد خود در مسیرهای قدامی، خلفی داخلی و خلفی خارجی دستیابیهایی را داشته باشد. طریقه اجرای آزمون به این صورت بود که فرد روی پای برتر خود ایستاده و سه بار عمل دستیابی را در مسیر قدامی انجام داد. طول پای افراد بر فاصله دستیابی آنها اثر گذار است. بنابراین جهت نرمالسازی این آزمون میانگین فاصله دستیابی به طول پای هر آزمودنی تقسیم و در عدد 100 ضرب شد تا متغیر نمره اصلی تعادل پویا، محاسبه شده و فاصله دستیابی بهعنوان درصدی از اندازه طول پا بهدست آید (سماکوش و همکاران، 1398).
آزمون لی تک پا
این آزمون نیازمند یک نوار اندازهگیری باریک به طول 3 متر بود که بر روی زمین بهصورت مطمئن قرار گرفت. آزمودنی بر روی پای آزمون (پا برتر) طوری میایستاد که نوک پنجه پا دقیقاً پشت نقطه شروع نوار باریک قرار بگیرد. نحوه انجام آزمون شامل اجرای لی به سمت جلو با پیمودن حداکثر مسافت ممکن و فرود روی همان پا و نهایتاً حفظ فرود به مدت حداقل 2 ثانیه بود. فرد میتوانست در صورت لزوم از حرکت دستها برای حفظ تعادل استفاده کند. پس از انجام 2 یا 3 کوشش تمرینی، آزمودنی 2 لی تک پا کامل را با هر پا انجام میداد و مسافت طی شده ثبت شد (باربر[44] و همکاران، 2009).
آزمون لی تک پا زمان دار
این آزمون نیازمند یک نوار اندازهگیری باریک است که بر روی زمین بهصورت مطمئن قرار گرفت. آزمودنی بر روی پای آزمون طوری ایستاد که نوک پنجه پا دقیقاً پشت نقطه شروع نوار باریک قرار گرفت. نحوه انجام آزمون شامل لی رو به جلو با حداکثر سرعت ممکن و پیمودن کل مسافت و رسیدن به نقطه انتهایی نوار باریک روی زمین با لی و بدون از دست دادن تعادل بود. آزمودنی میتوانست در صورت لزوم از حرکت دستها برای حفظ تعادل استفاده کند. پس از انجام 2 یا 3 کوشش تمرینی، فرد 2 مورد لی تک پا زمان دار را برای پا برتر انجام داد و متوسط مدت زمان کل مسافت طی شده برای پا برتر ثبت شد. اعتبار 90/0 برای این آزمون گزارش شده است (باربر و همکاران، 2009).
آزمون لی متقاطع سه گانه تک پا
این آزمون نیازمند یک نوار اندازه گیری باریک به طول 6 متر بود که بر روی زمین بهصورت مطمئن قرار گرفت. آزمودنی بر روی پای آزمون طوری ایستاد که نوک پنجه پا دقیقاً پشت نقطه شروع نوار باریک قرار گرفت. نحوه انجام آزمون شامل اجرای 3 لی متوالی متقاطع به سمت جلو همراه با پیمودن حداکثر مسافت ممکن و عبور از نوار باریک روی زمین و فرود روی همان پا در هر لی و نهایتاً حفظ حالت فرود به مدت حداقل 3 ثانیه بود. آزمودنی میتوانست در صورت لزوم از حرکت دستها برای حفظ تعادل استفاده کند. پس از انجام 2 یا 3 کوشش تمرینی، آزمودنی 2 مورد لی سه گانه متقاطع تک پا را برای پا برتر انجام داد و کل مسافت طی شده ثبت شد. اعتبار 85/0 برای این آزمون گزارش شده است (باربر و همکاران، 2009).
آزمون Y جهت ارزیابی عملکرد اندام فوقانی
برای ارزیابی عملکرد اندام فوقانی از دستگاه تعادلی Yاستفاده شد که پلیسکی[45] (2009) آن را ساخته است و در تحقیق حاضر، محقق مشابه این دستگاه را ساخته بود. گورمن[46] و همکاران (2012) اعتبار آزمون عملکرد اندام فوقانی را در ضریب همبستگی درونآزمونگران 91/0-85/0 و ضریب همبستگی بینآزمونگران 80/0-99/0 گزارش کردند. این دستگاه شامل صفحه ثابتی است که سه میله در سه جهت داخلی، تحتانی خارجی و فوقانی خارجی از زاویه 120 درجه نسبت به یکدیگر به آن متصل شده است. روی هر میله برحسب سانتیمتر علامتگذاری شده و نشانگر متحرکی روی هر میله مدرج وجود دارد که دست آزاد آزمودنی آن را تا حداکثر مسافت دستیابی هل میداد، بهطوریکه ابتدا آزمودنی برای اتکا، دست غیرغالبش را روی صفحه ثابت میگذاشت و در وضعیت شنا سوئدی قرار میگرفت. سپس دست غالبش را برای حداکثر مسافت دستیابی در جهت داخلی، بلافاصله در جهت تحتانی خارجی و سپس در جهت فوقانی خارجی حرکت میداد، سپس به وضعیت اولیه آزمون برمیگشت. حداکثر مسافت دستیابی از روی میله مدرج در لبه نشانگر، خوانده شده و ثبت شد. در این حالت حداکثر فاصله دو پا از یکدیگر 32 سانتیمتر بود. این آزمون برای هر دو دست سه بار تکرار شد و میانگین سه اجرا در هر جهت برای تجزیهوتحلیل استفاده شد و برای جلوگیری از خستگی، بین هر تلاش دو دقیقه استراحت داده شد. در ضمن پیش از شروع آزمون، دست برتر آزمودنیها با توجه به تمایل آزمودنیها در پرتاب توپ مشخص شد. طول اندام فوقانی افراد بر فاصله دستیابی آنها اثرگذار است؛ ازاینرو نمرههای خام تعادل بر اساس طول اندام فوقانی آزمودنیها نرمال شد (گورن و همکاران، 2012).
روش آماری
برای انجام تجزیهوتحلیل دادههای تحقیق از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. از آمار توصیفی برای تعیین میانگین و انحراف استاندارد در قالب جدول استفاده شده است. سپس به وسیله آزمون شاپیروویلک نوع توزیع دادهها بررسی شد. برای بررسی اختلاف آزمونها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) استفاده شد و بعد از معنیدار بودن دادهها از آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه دو به دو گروه ها استفاده گردید. تمامی تجزیهوتحلیلها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 در سطح معنیداری 05/0 انجام شد.
یافتههای پژوهش
نتایج مربوط به بخش توصیفی آزمودنیهای پژوهش حاضر در جدول 1 نمایش دادهشده است.
جدول 1: نتایج اطلاعات توصیفی گروههای پژوهش
|
متغیر |
گروه |
میانگین ± انحراف استاندارد |
P |
|
سن (سال) |
سال اول |
37/1 ± 22/20 |
001/0 |
|
سال دوم |
76/1 ± 24/21 |
||
|
سال سوم |
40/1 ± 61/21 |
||
|
قد (متر) |
سال اول |
06/0 ± 81/1 |
20/0 |
|
سال دوم |
05/0 ± 78/1 |
||
|
سال سوم |
09/0 ± 79/1 |
||
|
وزن (کیلوگرم) |
سال اول |
74/9 ± 11/73 |
87/0 |
|
سال دوم |
44/7 ± 24/74 |
||
|
سال سوم |
07/10 ± 48/73 |
||
|
BMI (کیلوگرم بر مترمربع) |
سال اول |
41/2 ± 27/22 |
17/0 |
|
سال دوم |
98/1 ± 34/23 |
||
|
سال سوم |
48/2 ± 85/22 |
نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد در اطلاعات توصیفی بهغیراز متغیر سن در سایر متغیرها تفاوتی بین سه گروه وجود نداشته و گروهها ازنظر قد، وزن و شاخص تودهبدنی همگن هستند.
نتایج آزمون شاپیروویلک جهت تعیین نرمال بودن توزیع داده ها استفاده شد که نتایج ان در جدول زیر ارائه گردید.
جدول 2: نتایج آزمون شاپیرو- ویلک جهت بررسی نرمال بودن توزیع دادهها
|
متغیر |
جدید الورود |
سال دوم |
سال سوم |
|
معنیداری |
معنیداری |
معنیداری |
|
|
فلکشن 60 درجه |
69/0 |
74/0 |
86/0 |
|
سورنسن |
05/0 |
13/0 |
81/0 |
|
پلانک |
09/0 |
84/0 |
76/0 |
|
پلانک از راست |
58/0 |
05/0 |
09/0 |
|
پلانک از چپ |
44/0 |
17/0 |
95/0 |
|
استقامت (نمره کل) |
65/0 |
48/0 |
76/0 |
|
تعادل ایستا |
54/0 |
80/0 |
89/0 |
|
تعادل پویا (جهت قدامی) |
74/0 |
39/0 |
05/0 |
|
تعادل پویا (جهت خلفی داخلی) |
84/0 |
93/0 |
49/0 |
|
تعادل پویا (جهت خلفی خارجی) |
44/0 |
71/0 |
53/0 |
|
تعادل پویا (نمره کل) |
27/0 |
43/0 |
35/0 |
|
لی تک پا |
13/0 |
20/0 |
98/0 |
|
لی سه گانه متقاطع تک پا |
17/0 |
31/0 |
81/0 |
|
لی زماندار 6 متر |
54/0 |
20/0 |
06/0 |
|
عملکرد اندام فوقانی (جهت داخلی) |
95/0 |
85/0 |
81/0 |
|
عملکرد اندام فوقانی (جهت تحتانی داخلی) |
34/0 |
55/0 |
82/0 |
|
عملکرد اندام فوقانی (جهت فوقانی خارجی) |
34/0 |
59/0 |
33/0 |
|
عملکرد اندام فوقانی (نمره کل) |
08/0 |
95/0 |
16/0 |
با توجه به طبیعی بودن دادههای پژوهش حاضر (اطلاعات جدول شماره 2) از آزمون طبیعی آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی جهت مقایسه بینگروهی در متغیرهای استقامت تنه و عملکرد اندام فوقانی استفاده شد. همچنین جهت مقایسه تفاوت میانگینها از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد (جدول شماره 3).
جدول 3: نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه در متغیرهای استقامت تنه و عملکرد اندام فوقانی
|
متغیر |
گروه |
میانگین ± انحراف استاندارد |
مربع میانگین |
DF |
F |
P |
بونفرونی (P) |
|
|
استقامت تنه |
فلکشن 60 درجه (ثانیه) |
سال اول |
06/30 ± 55/66 |
33/2971 |
2 |
59/5 |
*005/0 |
*004/0=(1و2)p 24/0=(1و3)p 41/0=(2و3)p |
|
سال دوم |
39/18 ± 22/85 |
|||||||
|
سال سوم |
77/17 ± 60/76 |
|||||||
|
سورنسن (ثانیه) |
سال اول |
27/11 ± 47/51 |
41/432 |
2 |
88/2 |
*03/0 |
22/0=(1و2)p *03/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
99/11 ± 07/57 |
|||||||
|
سال سوم |
25/15 ± 75/59 |
|||||||
|
پلانک (ثانیه) |
سال اول |
59/12 ± 55/67 |
46/1500 |
2 |
10/4 |
*02/0 |
*04/0=(1و2)p *02/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
61/21 ± 13/79 |
|||||||
|
سال سوم |
91/21 ± 28/80 |
|||||||
|
پلانک از راست (ثانیه) |
سال اول |
84/9 ± 77/62 |
59/909 |
2 |
59/4 |
*01/0 |
46/0=(1و2)p *009/0=(1و3)p 33/0=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
11/17 ± 66/67 |
|||||||
|
سال سوم |
52/14 ± 29/73 |
|||||||
|
پلانک از چپ (ثانیه) |
سال اول |
64/12 ± 01/59 |
51/165 |
2 |
87/0 |
41/0 |
00/1=(1و2)p 57/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
93/15 ± 81/60 |
|||||||
|
سال سوم |
32/12 ± 49/63 |
|||||||
|
نمره کل (ثانیه) |
سال اول |
80/7 ± 47/61 |
61/830 |
2 |
78/10 |
*001/0 |
*001/0=(1و2)p *001/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
00/10 ± 96/69 |
|||||||
|
سال سوم |
41/8 ± 10/70 |
|||||||
|
عملکرد اندام فوقانی |
جهت داخلی (سانتی متر بر طول دست) |
سال اول |
35/9 ± 33/119 |
85/34/57 |
2 |
08/24 |
*001/0 |
*001/0=(1و2)p *001/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
سال دوم |
21/13 ± 59/136 |
|||||||
|
سال سوم |
19/13 ± 04/137 |
|||||||
|
جهت تحتانی داخلی (سانتی متر بر طول دست) |
سال اول |
56/11 ± 85/82 |
06/130 |
2 |
14/1 |
32/0 |
41/0=(1و2)p 00/1=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
13/11 ± 71/86 |
|||||||
|
سال سوم |
86/8 ± 15/84 |
|||||||
|
جهت فوقانی خارجی (سانتی متر بر طول دست) |
سال اول |
10/14 ± 95/77 |
81/435 |
2 |
60/2 |
07/0 |
09/0=(1و2)p 00/1=(1و3)p 31/0=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
10/13 ± 84/84 |
|||||||
|
سال سوم |
25/11 ± 54/79 |
|||||||
|
نمره کل (سانتی متر بر طول دست) |
سال اول |
81/7 ± 38/93 |
23/798 |
2 |
99/10 |
*001/0 |
*001/0=(1و2)p *005/0=(1و3)p 74/0=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
99/8 ± 71/102 |
|||||||
|
سال سوم |
75/8 ± 24/100 |
|||||||
|
(1و2)p= مقدار معنیداری در آزمون بونفرونی جهت بررسی تفاوت بین گروه سال اولی و سال دومی (1و3)p= مقدار معنیداری در آزمون بونفرونی جهت بررسی تفاوت بین گروه سال اولی و سال سومی (2و3)p= مقدار معنیداری در آزمون بونفرونی جهت بررسی تفاوت بین گروه سال دومی و سال سومی |
||||||||
*معنیداری در سطح 05/0، **معنیداری در سطح 01/0
نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه در جدول 3 نشان داد که بین سه گروه سال اول، سال دوم و سال سوم در متغیرهای مرتبط با استقامت همچون فلکشن 60 درجه (005/0=p)، سورنسن (03/0=P)، پلانک (02/0=P)، پلانک از راست (01/0=p)، نمره کل استقامت (001/0=p)، جهت داخلی (001/0=p) و نیز نمره کل عملکرد اندام فوقانی (001/0=p) تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرنی نشان داد بین گروه سال اولی و سال دومی در متغیرهای فلکشن 60 درجه (004/0=p)، پلانک (04/0=p)، نمره کل استقامت (001/0=p)، جهت داخلی (001/0=p) و نیز نمره کل عملکرد اندام فوقانی (001/0=p) تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین تفاوت معنیداری بین گروههای سال اولی و سال سومی در متغیرهای استقامتی سورنسن (03/0=p)، پلانک (02/0=p)، پلانک از راست (009/0=p)، نمره کل استقامت (001/0=p)، جهت داخلی (001/0=p) و نمره کلی عملکرد اندام فوقانی (005/0=p) مشاهده شد. با این حال در سایر متغیرها در وضعیت بینگروهی تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0<p).
در جدول شماره 3 نتایج مربوط به مقایسه بینگروهی در متغیرهای تعادل و عملکرد اندام تحتانی که با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه و نیز آزمون تعقیبی بونفرونی بررسی شده، ارائه گردید.
جدول 4: نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه در متغیرهای تعادل و عملکرد اندام تحتانی
|
متغیر |
گروه |
میانگین ± انحراف استاندارد |
مربع میانگین |
DF |
F |
P |
بونفرونی (P) |
|
|
لی تک پا (سانتی متر بر طول پا) |
سال اول |
13/26 ± 30/182 |
99/3656 |
2 |
75/7 |
*001/0 |
06/0=(1و2)p *001/0=(1و3)p 36/0=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
37/17 ± 70/194 |
|||||||
|
سال سوم |
34/20 ± 17/203 |
|||||||
|
لی سه گانه متقاطع تک پا (سانتی متر بر طول پا) |
سال اول |
05/48 ± 03/446 |
92/22268 |
2 |
97/6 |
*001/0 |
*003/0=(1و2)p *01/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
56/61 ± 49/492 |
|||||||
|
سال سوم |
63/59 ± 80/487 |
|||||||
|
لی زماندار 6 متر (ثانیه بر طول پا) |
سال اول |
26/0 ± 10/2 |
002/0 |
2 |
01/0 |
98/0 |
00/1=(1و2)p 00/1=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
28/0 ± 08/2 |
|||||||
|
سال سوم |
31/0 ± 09/2 |
|||||||
|
تعادل ایستا (ثانیه) |
سال اول |
29/5 ± 58/11 |
24/39 |
2 |
07/1 |
34/0 |
48/0=(1و2)p 90/0=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
43/6 ± 64/13 |
|||||||
|
سال سوم |
37/6 ± 13/13 |
|||||||
|
تعادل پویا |
جهت قدامی (سانتی متر بر طول پا) |
سال اول |
29/8 ± 16/78 |
19/96 |
2 |
35/1 |
26/0 |
43/0=(1و2)p 00/1=(1و3)p 52/0=(2و3)p |
|
سال دوم |
93/6 ± 15/75 |
|||||||
|
سال سوم |
92/9 ± 04/78 |
|||||||
|
جهت خلفی داخلی (سانتی متر بر طول پا) |
سال اول |
60/8 ± 81/92 |
71/89 |
2 |
66/0 |
51/0 |
89/0=(1و2)p 00/1=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
34/13 ± 86/89 |
|||||||
|
سال سوم |
51/12 ± 59/92 |
|||||||
|
جهت خلفی خارجی (سانتی متر بر طول پا) |
سال اول |
85/9 ± 28/95 |
90/125 |
2 |
89/0 |
41/0 |
56/0=(1و2)p 00/1=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
33/11 ± 10/99 |
|||||||
|
سال سوم |
31/14 ± 71/96 |
|||||||
|
نمره کل (سانتی متر بر طول پا) |
سال اول |
26/7 ± 75/88 |
70/9 |
2 |
12/0 |
88/0 |
00/1=(1و2)p 00/1=(1و3)p 00/1=(2و3)p |
|
|
سال دوم |
50/8 ± 04/88 |
|||||||
|
سال سوم |
42/10 ± 11/89 |
|||||||
|
(1و2)p= مقدار معنیداری در آزمون بونفرونی جهت بررسی تفاوت بین گروه سال اولی و سال دومی (1و3)p= مقدار معنیداری در آزمون بونفرونی جهت بررسی تفاوت بین گروه سال اولی و سال سومی (2و3)p= مقدار معنیداری در آزمون بونفرونی جهت بررسی تفاوت بین گروه سال دومی و سال سومی |
||||||||
نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه در جدول شماره 4 نشان داد که بین سه گروه سال اول، سال دوم و سال سوم در متغیرهای عملکردی لی تک پا (001/0=p) و نیز لی سه گانه متقاطع تک پا (001/0=p) تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرنی نشان داد بین گروه سال اولی و سال دومی در متغیر لی سه گانه متقاطع تک پا (003/0=p) و نیز بین گروه سال اولی و سال سومی در متغیرهای عملکردی لی تک پا (001/0=p) و لی سه گانه متقاطع تک پا (01/0=p) تفاوت معنیداری وجود دارد. با این حال در سایر متغیرها در وضعیت بین گروهی تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0<p).
بحث و نتیجهگیری
بهصورت کلی نتایج مطالعه حاضر در زمینه آزمونهای مرتبط با عملکرد نشان داد بین نمره کل استقامت تنه، نمره کل عملکرد اندام فوقانی، لی تک پا و لی سه گانه متقاطع تک پا سه گروه تفاوت معنیداری وجود دارد بهصورتی که عملکرد آزمودنیهای سال دوم و سال سوم از عملکرد آزمودنیهای جدیدالورود در این متغیرها بیشتر بوده است.
نتایج مطالعه حاضر در زمینه استقامت با نتایج مطالعه بهامین[47] (2013) که به استقامت تنه بیشتر کارکنان نیرو هوایی در مقایسه با نرم عادی جامعه اشاره کرده بودند و رحیمی و همکاران (1401) که به عملکرد بهتر پسران بورسیه یک مرکز نظامی در مقایسه با نرم جامعه در استقامت تنه اشاره کردند، همراستاست. همچنین همراستا با نتایج این مطالعه، امامی و همکاران (1390) نشان دادند که دانشجویان سال آخر در اکثر شاخص های آمادگی جسمانی-حرکتی و ترکیب بدنی در سطح مناسبی قرار دارند. با این حال برارپور و همکاران (1395) در مطالعه خود نشان دادند استقامت اندام فوقانی دانشجویان دانشگاه افسری ضعیفتر از افسران آمریکا بود.
در زمینه بهبود استقامت تنه در دانشجویان با سابقه بیشتر در مقایسه با دانشجویان ورودی باید به انجام فعالیت جسمانی در طول دوره آموزشی 3 ساله اشاره کرد. زمانی که بیثباتی در ستون مهرهها وجود دارد، حرکت بهصورت نادرست انجام میشود، الگوی حرکتی هماهنگی عصبی ـ عضلانی کاهش و خطر آسیب در ستون مهرهها افزایش مییابد (اصغری و نیکولاس[48]، 2001؛ مک کراکین و ترک[49]، 2002). بنابراین تسهیل انقباض همزمان عضلات اطراف مهرههای کمری از قبیل مایلهای شکمی، عرضیشکمی، چندسر و راستکننده ستون مهرهها ممکن است ثبات مهرهها را افزایش دهد (پونتومتکول[50] و همکاران، 2021)؛ از این رو هدف تمرینات اثرگذار بر ناحیه مرکزی ایجاد ظرفیت فیزیکی برای حفظ وضعیت خنثی در ستون مهرهها در طول فعالیتهای روزمره زندگی است که این کار با افزایش تحمل و هماهنگی عضلات ثباتدهنده ستون مهرهها انجام میشود (لیبنسون و ریگنی[51]، 2023). عضلات بزرگتر ناحیه مرکزی بدن با ایجاد سیلندری محکم و به دنبال آن، تولید اینرسی بیشتر در برابر آشفتگی بدن سطح پایدار حرکتی را برای بدن فراهم میکنند. عضلات شکمی شامل عرضیشکمی، راستشکمی، موربداخلی و موربخارجی همه بهصورت یکپارچه برای فراهم کردن ثبات ستون فقرات و درنتیجه سطح اتکای قویتر برای حرکات اندام فوقانی و تحتانی منقبض میشوند (رابینسون و گریبل[52]، 2008). هنگامیکه عضله عرضیشکمی منقبض میشود، فشار عضله مورب داخلی افزایش مییابد و نیام پشتی کمری را وادار به تنش میکند. این انقباضها قبل از شروع حرکت اندامها رخ میدهند تا به اندامها اجازه دهند سطحی پایدار برای حرکت و فعال شدن عضله داشته باشند. از طرفی عضله راست شکمی و عضلات مورب شکمی نیز در الگوهای ویژه نسبت به حرکت اندامی که حمایت قامت را فراهم میکنند، فعال میشوند (رابینسون و گریبل، 2008).
استقامت عضلانی عنصری اساسی برای نشان دادن میزان آمادگی جسمانی و توانایی عملکرد ساختار بدن انسان است؛ از آنجا که ظرفیت استقامتی عضلات، نشانهای از ظرفیت خستگی آنهاست، تصور میشود افراد با استقامت عضلانی کمتر در عضلات تنه، بیشتر در معرض فشارهای ساختاری قرار دارند که ممکن است به وارد شدن فشارهای نامناسب بر ستون فقرات و کمردرد منجر شود (صاحب الزمانی و همکاران، 1393). بر این اساس استفاده از تمرینات اثرگذار بر ناحیه مرکزی و به دنبال آن بهبود استقامت این ناحیه میتواند در کاهش خستگی دانشجویان دانشگاه افسری در طول فعالیت های نظامی کمک کننده باشد. از طرف دیگر برخورداری از ناحیه مرکزی مطلوب میتواند منجر به عملکرد بهتر ناحیه فوقانی و تحتانی شود. در همین زمینه به انتقال مطلوب انرژی در ناحیه تنه به ناحیه فوقانی در طول فعالیت ورزشی اشاره شده است (صاحب الزمانی و همکاران، 1393). همچنین در زمینه عملکرد بهتر دانشجویان سال دوم و آخر در مقایسه با دانشجویان جدیدالورود در متغیرهای لی تکپا و لی سه گانه متقاطع تکپا میتوان به تأثیر ناحیه مرکزی بر توان انفجاری در اندام تحتانی اشاره کرد. به این صورت که در شرایط برخورداری از ناحیه مرکزی قوی و به دنبال آن اندام فوقانی مطلوب، انتقال انرژی به اندام تحتانی در شرایط بهتری انجام شده و فرد ممکن است از این طریق بتواند حرکت انفجاری را در شرایط مطلوبتری انجام دهد (محمدی نیا و همکاران، 1398).
نتایج این مطالعه در زمینه تعادل ایستا و پویا تفاوت معنیداری بین سه گروه نشان نداد. از دلایل احتمالی این نتیجه میتواند عدم وجود یا انجام محدود تمرینات مرتبط با تعادل و حس عمقی در طول دوره آموزش دانشجویان بوده باشد بهصورتی که این دانشجویان در طول دوره تمرینات مرتبط با استقامت هوازی همچون دویدن، تمرینات مرتبط با قدرت همچون حمل کوله نظامی، تمرینات مرتبط با بدنسازی و حمل سلاح و نیز تمرینات سرعتی و چابکی را انجام میدهند اما انجام تمرینات روی سطوح ناپایدار، نرم و نیز انجام تمرینات روی یک پا در طول دوره آموزشی این افراد کمتر دیده میشود. بر همین اساس تفاوت در استقامت تنه، آزمونهای لی و عملکرد اندام فوقانی سه گروه مشاهده شد اما این تفاوت در متغیرهای مرتبط با تعادل معنیدار نبود. از طرف دیگر ایجاد عارضه کف پای صاف در طول دوره نیز تأیید کننده این موضوع است میتواند عاملی مؤثر در کاهش سطح ارتقا تعادل دانشجویان دانشگاه افسری بوده باشد (راد و همکاران، 2022).
از این نقطه نظر میتوان به دو دلیل اشاره کرد: 1) تفاوت در ساختار و بیومکانیک پا 2) اختلاف در مشخصههای فیزیولوژیکی مانند اختلاف در گیرندههای حس عمقی، گیرندههای مفصلی یا اختلاف در استراتژیهای عضلانی. اختلال در گیرندههای مکانیکی مفاصل، دوره تاخیری واکنش عضله را افزایش میدهد و مدت زمان اصلاح و بازسازی تعادل را طولانیتر میکند (مون و جونگ[53]، 2021). از آن جا که تعادل در زنجیره حرکتی بسته حفظ میشود و بر هماهنگی بازخورد و استراتژیهای حرکتی بین ران، زانو و مچ پا متکی است بنابراین تعادل میتواند با نقص در قدرت و پایداری مکانیکی هر مفصل یا ساختار زنجیره حرکتی اندام تحتانی دچار اختلال گردد (ریمان[54] و همکاران، 2002).
بر اساس نظریه سیستمها، توانایی کنترل وضعیت بدن در فضا، ناشی از اثر متقابل، همزمان و پیچیده سیستم عصبی و عضلانی-اسکلتی است که در مجموع سیستم کنترل پاسچر نامیده میشود (ریمان و گوسکویک[55]، 2000). این سیستم کنترل پاسچر مستلزم تلفیق دادههای حسی، جهت تشخیص موقعیت بدن در فضا و همین طور توانایی سیستم عضلانی-اسکلتی برای حفظ تعادل و اعمال نیروی مناسب است. بر اساس این نظریه عوامل اسکلتی-عضلانی مؤثر در تنظیم تعادل، شامل مواردی مانند خصوصیات و ویژگیهای عضله، دامنه حرکت مفصل و ارتباط مکانیکی قسمتهای مختلف بدن است. ضمن اینکه سیستم عصبی نقش مهمی در کنترل پاسچر دارد، بنابراین با استناد به نظریه سیستمها نباید ساختار و راستای آناتومیکی مفصل مچ پا را تنها عامل تاثیرگذار در کنترل پاسچر دانست و باید نقش سایر سیستمها را در نظر گرفت (مون و جونگ، 2021). بر اساس نتایج به دست آمده در این زمینه به نظر میرسد در دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) توجه صرف به بهبود آمادگی جسمانی و عدم توجه به اختلالات اسکلتی عضلانی ممکن است عاملی در کاهش سطح ارتقا عملکرد این دانشجویان باشد (راد و همکاران، 2022)؛ علاوه بر توجه به بهبود تمامی متغیرهای مرتبط با آمادگی جسمانی همچون قدرت، استقامت، توان، چابکی، سرعت، حس عمقی و کنترل پاسچر، توجه به اختلالات اسکلتی-عضلانی و پیشگیری از آنها ممکن است بتواند نتایج مطلوبتری را در زمینه ارتقا عملکرد در پی داشته باشد. از طرف دیگر عدم تقارن در پیشرفت متغیرهای عملکردی و به عبارت دیگر بهبود فعالیت عضلانی در برخی عضلات و عدم ارتقا مطلوب سایر عضلات همکار یا مخالف ممکن است شرایط را برای ایجاد آسیب نیز فراهم کند. در همین زمینه بیان شد بهعنوان مثال نقص در تقارن عضلات ران و یا تنه ممکن است منجر به ایجاد آسیب زانو شود (باباگل تبار و نورسته، 1400). بر این اساس به نظر میرسد توجه به آمادگی جسمانی و عملکردی عاملی مهم در پیشگیری از آسیب در دانشجویان دانشگاه افسری اما علی (ع) باشد. از طرفی دیگر نکتهای که در مقایسه این نتایج باید بدان توجه نمود، این است که طبیعتاً دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) برنامههای آمادگی جسمانی و کلاسهای تربیت بدنی اختصاصی و منسجمی دارند. از طرف دیگر انتظار میرود کسانی که از فیلتر گزینش نظامی عبور میکنند، دارای حداقل آمادگی جسمانی باشند که بتوانند در مواقع ضروری (عملیات نظامی و...) و یا حتی به منظور حفظ سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود از آن بهره ببرند. نکته دیگر اینکه برنامههای تربیتبدنی یک دانشگاه آن هم یک دانشگاه نظامی باید به گونهای سازماندهی و عملیاتی شود که آمادگی جسمانی-حرکتی تمام نیروها اعم از دانشجویان در تمامی دورهها و در تمامی ابعاد ارتقاء یابد.
پیشنهادها
فهرست منابع
[3]. دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی در سازمانهای ورزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
[4]. Hall
[5]. Vanderburgh
[6]. Engin & Cam
[7]. Panachev
[8]. Singla & Veqar
[9]. Hill & Leiszler
[10]. Proximal
[11]. Distal
[12]. Okada
[13]. Shaw
[14]. Haldeman
[15]. Dickerson
[16]. Paraspinal muscles
[17]. Lemos
[18]. Norte
[19]. Bestwick
[20]. Riemann
[21]. Brown & Mynark
[22]. Alonso
[23]. Knapik
[24]. Beekley
[25]. Bielska
[26]. Jones
[27]. Hauret
[28]. Trojian & McKeag
[29]. Koch & Hänsel
[30]. Hofstetter
[31]. Yu
[32]. Sheehan & Katz
[33]. Delahunt
[34]. Decker
[35]. Landing Error Scoring System
[36]. Hewett
[37]. Marins
[38]. Faul
[39]. Nijhawan
[40]. Nesser
[41]. Okada
[44]. Barber
[45]. Plisky
[46]. Gorman
[47]. Bahamin
[48]. Asghari & Nicholas
[49]. McCracken & Turk
[50]. Puntumetakul
[51]. Liebenson & Rigney
[52]. Robinson & Gribble
[53]. Moon & Jung
[54]. Riemann
[55]. Riemann & Guskiewicz